متن این سخنان، به این شرح است:
پرونده باز است و جناب سردار رودکی که خودشون هم تشریف دارند، فرمودند که نتیجهای حاصل نشده و پرونده از نظر قضایی باز است و اگر کسی هر جای کشور دارد اعلام نظر میکند، برای خودش دارد اعلام نظر میکند. خطبه نماز جمعه دیروز شیراز رو شما نگاه کنید و با خطبه نماز جمعه دیروز تهران مقایسه کنید. در شیراز با اینکه آقای حائری کامل در جریان ریز ماجرا هست، حرف نمیزند، بعد تو تهران خیلی راحت اظهارنظر میکنند که آقا تموم شد رفت سهلانگاری بوده!
اگر فقط به من بود، بنده حاضرم سکوت کنم اما بچهها و جوانهایی که الکی دارند تحت تهمت واقع میشوند، بدانند که پرونده باز است و ما داریم تلاش میکنیم و دو تا نکته را اینجا عرض میکنم. بنا نداریم که بحث رو زیاد باز کنیم و این به این معنا نیست که هیچ جا بنا نداریم، چون ما گزارش داریم و الحمدلله رب العالمین در کانون عکس و فیلم و... به قدر کافی وجود دارد و تلاش میکنیم و به جاهای گوناگون میدهیم و یک عده هم همین طوری دارند اظهارنظر میکنند که آقا اینها سهلانگاری و... بوده!ببینید اون غرفه کذایی که میگن سالمه، الان افتاده تو حسینیه و بلافاصله بعد از انفجار، ما عقل داشتیم و از همه چیز عکس گرفتیم. چهارچوب بالای غرفه سالمه؛ بنابراین، از داخل این غرفه چیزی منفجر نشده. حالا پنج هزار کارشناس از دویست هزار جای جهان بیان بگن که نبوده. اما عقل مارو که نمیتونند بایکوت کنند؛ بنابراین از داخل چیزی منفجر نشده است. غرفهای که پایههای پایینش داغون شده و چهارچوب بالای اون سالمه و فقط شیشههایش از بین رفته و حتی رنگش هم نرفته است. پس از داخل این غرفه چیزی منفجر نشده و خودشون هم بهش رسیدند. پس مسأله انفجار از درون غرفه واحد شهدا منتفی است؛ بنابراین یک چیزی از بیرون آن غرفه بوده است.
برای همین، علت انفجار به هیچ وجه مشخص نیست و هر کس هم چیزی میگوید، برای خودش میگوید و اگر ما سکوت میکنیم، چون نمیخواهیم که ده نفر مدام دعوا کنند که این بیاد از این مصاحبه کنه، اون روزنامه بیاد از اون مصاحبه کنه. در حالی که مملکت یک سیستم قضایی دارد و دارند یک پرونده را بررسی میکند. حالا یک آقایی هر جا و هر کی میخواهد باشد. کسی که بیست دقیقه پس از فاجعه نظر کارشناسی میدهد، نظرش برای ما ارزشی ندارد که اصلا بخواهیم باهاش بحث کنیم. بنابراین ما هیچ بحثی نداریم و منتظر نظر مینشینیم و انشاءالله خون شهدا را که فاش کرد، اونوقت ما میدونیم که چگونه بتوانیم خون شهدایمان را رهروی کنیم.
من الان هم ناراحتم، چون شغل بسیار محبوب من یعنی اخلاقی صحبت کردن با این تنشها جور در نمیآید که مدام پاشم برم این طرف و اون طرف و این روزنامه و اون روزنامه و... . حالا اگر عدهای دوست دارند، مصاحبه کنند بیان تا صبحِ قیامت مصاحبه کنند. سکوتی که برای مصالح نظام است و به قول بزرگان شهر اگر عده ای اشتباه میکنند، ما نباید اشتباه را با اشتباه جواب بدیم. ما منتظر پایان یافتنیم و صحبت دو پهلو، یک پهلو و سه پهلو ... برای ما هم مهم نیست، چون این پرونده بالاخره جایی به انجام میرسد. تلاشهای وسیعی داریم انجام میدهیم و به حمد و قوه خداوند از لحظه انفجار ما خواب راحت نداشتیم و خدا را شکر میکنیم.
برادرها و خواهرها! اینها قطعه قطعه شدند. حالا ما نباید تحمل چهار تا حرف داشته باشیم؟پدر و مادرشان دارند خون دل میخورند، اون وقت بنده بیام بگم که چرا چهار نفر اومدن گفتند بله!
ما ساکت نشستیم و تلاشمون رو میکنیم و از رهبر انقلاب که قدوم مبارکشون به زودی در شهر ما قرار میگیرد و ما انشاءالله کفنپوش به استقبالشون میرویم، تمنا داریم که به این واقعه عنایت بیشتری داشته باشند که انشاءالله خون این بچهها در مسیر خودش احقاق حق شود. خون شهید کار خودش را خواهد کرد.
نکته دوم:
من متأسفم و واقعا متأسفم و خیلی متأسفم از این که وقتی یک نفر در ورزشگاهی ترقه میاندازد و سربازی کور میشود، صداوسیما ساعتها به آن میپردازد، اما برای صداوسیمای مرکز متأسفم که از حماسه شما تنها دو تا دوازده ثانیه برنامه برای تشییع جنازه پخش کردند و اگر خدایی نکرده، خدایی نکرده، کسی قصد اهمال دارد، ما از خداوند تبارک و تعالی میخواهیم و دعا میکنیم که هدایتش کند. ارزش خون این شهدا و دویست مجروح که برای آقایان اینقدر ارزش نداشت که حتی اجازه ندادند تمام شبکهها اعلام کنند و واقعا برای صدا و سیمای خودمان متأسفم که این گونه این قضیه رو بایکوت کرد و این گونه خون این بچههایی که جای خودش رو باز خواهد کرد، تقاصش دامن آنها را خواهد گرفت. برای یک ترقه توی یک ورزشگاه ساعتها کارشناسی و دیدار با رئیسجمهور و اعلام جانبازی و پنجاه تومن و صد تومن این طرف و آن طرف، اما بچهها برای اباعبدالله تکه تکه و قطعه قطعه شدند و خم به ابروی این آقایان نیامد!

بنده به سهم خود که سهم بسیار کوچکی است، سر پل صراط، یقه مسئولان را به خاطر این اهمالها خواهم گرفت.
نکته سوم:
ما از روز اول، ستادی برای رسیدگی به شهدا و جانبازانمان تشکیل دادیم و انشاءالله تا بعدش هم خواهیم بود و حقوق اینها را کاملا احقاق خواهیم کرد و انشاءالله خداوند به ما توفیق خدمتکاری و نوکری برای این خانواده را تا زمان حیات به ما بدهد.
آخرش همه چیز خوب میشود. ما به رهبرمان اعتقاد داریم، ما خودمون رو فرزندان، مریدان و مقلدان مقام رهبری میدانیم. ایشان اگر فرمان بدهند، بنده خودم و همه این بچهها حاضریم با گوشه چشم ایشان، خود و خانوادهمان را فدای ولایت کنیم.
برادرها و خواهرها، این چند روزه خواهد گذشت و این رهروی است که مهم است. عدهای زمزمه میکنند؛ زمرمههایی که ایجاد اختلاف بین خودمان کند و هر زمزمهای که بخواهد شکاف بین ما و مسئولان درست کند که از خود ما هستند، بدانند که ملت و مسئولان با همند و هر زمزمهای که بخواهد اختلاف ایجاد کند که ما در انتخابات شرکت نمیکنیم، سخت در اشتباهند، بلکه در انتخابات پرشورتر از پیش شرکت میکنیم و هر زمزمهای که بخواهد به توی جوان القا کند که بابا دیدی چی شد؟ حقت رو خوردند...
صبر داشته باشید، وقتی که به به و چه چه بنده رو بکنند، پای ولایت ایستادن هنری نیست. وقتی که بنده مظلوم و محروم شوم، پای ولایت ایستادن هنر است. ما تا آخرش ایستادهایم و جلسات کانون هم مثل همیشه به صورت اخلاقی پاپرجا خواهد بود و انشاءالله این راه را ادامه خواهیم داد و به قوت خودش برقرار است.
برادرها و خواهرها، اگر بنده را به عنوان نوکر خودشان قبول دارند، اعتماد کنند و اجازه بدهند که ما کارها رو دنبال کنیم. برای همین، برادرها و خواهر تمام کشورهای بیگانه، الان دلسوز کانون رهپویان وصال شدند. حالا رادیو فردا و رادیو آمریکا دلسوز ما شد! نباید گول بخوریم.
بنابراین، دشمنان داخلی و خارجی باید این آرزو را که از کانون بخواهند کوچکترین مخالفتی علیه نظام و مملکت و جمهوری اسلامی و خدایی نکرده، زاویهدار با رهبری ببینید، به گور ببرند.
انتقادات ما داخلی است. در خانواده با خودمون بحث میکنیم. کسی بیاد بگه چه خبره، میگیم به تو چه. ما سربلندیمون زمانی است که بتوانیم سربازی بار بیاوریم که برود و فدایی شود، نه اینکه در ذهنش ایجاد شبهه کند.
ما اهل مقابله به مثل بدی نیستیم. ما که نمیخواهیم شهر را به هم بریزیم. آقا حضور امشب تو جلوی امام زمان پروندهات رو ممهور کرد. ما گفتیم با این وضعیت پیش آمده، جمعیت کانون پنچ برابر میشه، اما دیدیم پنجاه برابر شدند.
لذا مسیر خودش را خواهد گذراند و ما همچنان هستیم و بسیار محکمتر از قبل هستیم. بنده و امثال بنده آبرومون از این نظامه، وگرنه اگر الان زمان شاه بود که کارهای نبودیم که حالا بخواهیم غصه آبرومون رو بخوریم. ماها آبرومون رو از شما و از این نظام گرفتیم. اگر این مملکت و این نظام جمهوری اسلامی نبود، من الان کجا بودم؟ اگر بد بودیم، در کدوم بساط از گناه و اگر خوب بودیم، کجا مخفی شده بودیم؟
برادر من، ما رفتیم برای این مملکت جون دادیم. کی میخواد ما رو برگردونه؟ چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ بدترین اتفاقی که برای ما بیفتد، تازه برای ما اول بسمالله است که حالا دیگه قشنگ و محکم برای خدا کار میکنیم.
در برابر عظمت و لطف و محبت شما، بنده احساس حقیری و زبونی میکنم و این مطلب من رو این چند روزه وحشتناک خراب کرده؛ یعنی من اینقدر مقابل این جوانهایی که میدونستم اینطوری هستند، اما ندیده بودم و تنها چیزی که گمان نمیکردم این بود که بعد از انفجار برم بیمارستان، بعد مجروحان من رو ببینند، بغل کنند گریه کنند، با چشمهای بسته و کور شده که حاجی ما چکار کردیم که شهید نشدیم؟ و تنها چیزی گمان نمیکردم این بود که برسم دم خونه این شهدا و پدرش خم بشه و بخواد دست ما رو ببوسه و با محبت ما رو بغل کنه که بقیه بچههام هم فدای امام حسین.
من در برابر این عظمت، خرد شدم و دیگه چیزی از ما باقی نمانده است و انشاءالله این عظمت شما به گوش رهبرتان خواهد رسید و امید پیدا میکند . شیرازی که میگفتند مهد جشنهای 2500 ساله است، ببینید که چه جوانهایی دارد؛ شیرازی که میگفتند مهد فساد است، کار به جایی رسیده که به مشهد که میرویم، خواهرای ما از نظر حجاب زبانزد میشوند. بنده به شیرازمان افتخار میکنم. بنده خاک پای شما را توتیای چشمم میکنم و افتخار میکنم که در شهری نفس میکشم که ملاصدرا اگر زمانی اینجا نفس میکشید، امروز شمایی نفس میکشید که ملاصدراها هم به شما حسرت میبرند.
خودتان را دست کم نگیرید و اگر دو تا گناه پیش اومد، ناامید نشوید. شما امتحانتون رو پس دادید. بزرگان کشور زنگ میزنند که به این بچهها بگو التماس دعا. قدر خودتون رو بدونید. برادرها و خواهرها، بیشتر با همدیگر ملاطفت داشته باشید. وحدتتون رو حفظ کنید. محبت و ارتباطاتت رو بیشتر کنید. به کوری چشم کسانی که با این مسائل مخالفند، ما امسال تو کانون، کارمون رو سه برابر میکنیم. به کوری چشم کسانی که نمیتوانند این جمعهای مذهبی و شیعی و انقلابی رو ببینند، ما کانون را سه برابر خواهیم کرد. ما حتی دو تا اعتکاف میگیریم.
برادرها و خواهرها، عزاداریها و کمخوابیهاتون قبول باشه، اما دستت رو به کمرت بگیر، بلند شو، برو و زندگیت رو ادامه بده.











